دنیاهمینست مرد 


فحش های نجویده ای زیر برج میلاد ... 


پیک های که سرت را گرم ِ بی کسی هایت کند 


و مردمی که شبیه گلبول هایت از سر ِ وظیفه می روند و می آیند 


آنوقت تو می خواهی جهان را


با چتری نجات دهی که برای سنگینی های دلت هم جا ندارد...


چاقو را کنار بگذار ... این رگ های گردن شکسته گناهی ندارند 


من و تو تنها اشتباه به دنیا آمده ایم .........


حالا تو هی خودت را به زندگی بزن ........


ما در نهایت ِ بزرگی ، نهنگی خواهیم بود ... 


که حتی برای خود کشی نمی توانیم جزیره هایشان را کثیف کنیم.


نه برای آرامش


نه برای یافتن جایی که در آن خلوت کنیم


آری! برای من و تو، تنها


فاصله هاست که باید کم شود...