آخرین قطره ی خونم را فقط برای تو ریختم! پس بزن به سلامتی، آن هم با این پیک! :")




روز ها می گذرد و من هم می گذرم از روی افراد... از روی کسانی که دوستشان داشتم! کسانی که دوستشان دارم!

بیخیال فردا. میگویند هدف بگذار برای زندگی ات. حتی یکی از همین شماها که می خوانید هم گفته... می گوید هدف نگذاری، زندگی ات را از دست می دهی. آخرش هم نابود می شوی!


اما کو گوش شنوا! نبودنم هم بهانه ای شده که تند تند تیکه بیندازند و پیوست کنن به ما! نبودم... اما هستم حالا.

اما دیدم تفننی هم که شده، برای خودم برنامه بگذارم! هدف مشخص کنم و سگ دو بزنم تا به اهدافم برسم!

اول، تصمیم گرفتم بعضی ها را حذف کنم از زندگی ام!

حذف کردن آدم ها از زندگی تان به معنای این نیست که از آنها متنفرید، به معنای ساده این است که برای خودتان ارزش قائلید!

هر فرد که نمی تاند تا ابد برای شما و همراه شما باشد!


دوم، ریسک پذیر تر شوم! به قول یه نویسنده که اسمش رو یادم نیست(!) " Bad choices make good stories " اتفاقات بد، داستان های خوبی رو رقم میزنه! یکمی ریسک بهتره...


هدف های بیشتری هم دارم! ولی حیف که برنامه ای ندارم برایشان! زندگی را شاید بهتر تجربه کنم. خدا کند آن روی دیگر خود را نشانم بدهد...


کوتاه بود این نوشته هم! دل نوشته نامی بهتر است! نامی که تو آن را ساختی! نامی که تو آن را از بین می بری...

ولی، مانده تا تمام شود! بخاطر این است که هنوز می نویسم!


پـــایـــانــــ.../.


+ ای کاش یا بــــودی، یا از اول نبودی! اینکه هستی و کنارم نیستی، دیوانه ام میکند!

++می گویند گذشته ها گذشته! ولی من هنوز غرق گذشته ای هستم که مدت هاست نمی گذرد!