دیشب، یادگاری ام را گرفتم...
یادگاری این روز ها...
خاطره ها...
حرف ها..

دیشب، یاد گرفتم...

یاد گرفتم بعضی وقت ها نیازی به سکوت هستش...

یاد گرفتم روز ها رو برای شمردن سپری نباید کرد...

یاد گرفتم بعضی چیز ها رو نباید به زبون آورد...

یاد گرفتم بلند حرف زدن نشانه ی قوی بودن نیست....

یاد گرفتم هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد...

یاد گرفتم زندگی رو دست کم نگیرم...

یاد گرفتم که دنیا دو روزه، یه روزش پیش رفیقا، روز بعدی پیش خدا!

یاد گرفتم احساسات فقط توی کلمه ها جا نمی گیره...

یاد گرفتم الکی به کسی که درک نمی کنه، درد دل نکنم...

یاد گرفتم رفیقا همون قدر که خوب هستن، می تونن بد باشن...

یاد گرفتم که کره ی زمین گرده، اگه تکون نخوری برمیگردی سر جای اول!

یاد گرفتم درس همه چیز نیست...

یاد گرفتم دخالت توی کارای دیگران اسمش کنجکاوی نیست، فوضولیه!

یاد گرفتم همیشه کمک حال بقیه باشم...

یاد گرفتم به روزگارم قانع باشم...

یاد گرفتم اشتباهاتمو گردن دیگران نندازم...

یاد گرفتم درباره ی خودم اغراق نکنم...

یاد گرفتم صبور باشم...

یاد گرفتم سریع عصبانی نشوم...

یاد گرفتم عاشق نشوم...

یاد گرفتم...

زیاد اند این یاد گیری ها...
دنیا بر پایه ی همین آموخته هاست که می چرخه...
زیادی حرف زدم، کلا آدم پر حرفی هستم!
ولی، بیان ـش که موردی ندارد! دارد؟